السيد موسى الشبيري الزنجاني

6415

كتاب النكاح ( فارسى )

ساير عيوب از تحت آن نيست . و بالاخره با احتمال راجحى كه در مقصود از روايت ارائه شد ، اين روايت ديگر صلاحيت معارضه با روايات فسخ در مورد خصاء را ندارد . ج - جواب از روايت « انما يرد النكاح . . . » : سه احتمال در مورد اين روايت وجود دارد كه عبارتند از : 1 - روايت مختص به زن باشد . 2 - روايت خاص مرد باشد . و سرّ اينكه « عفل » در آن ذكر شده است - به طورى كه در جامع المقاصد است - اين باشد كه « عفل » از عيوب مشترك بين زن و مرد است . 3 - روايت موردش اعم از مرد و زن بوده و مىگويد : فقط اين عيب‌ها - چه مشترك باشند و چه مختص - موجب رد نكاح در زن و مرد مىشوند . بررسى احتمالات مذكور : احتمال دوم علاوه بر اينكه « عفل » كه همان « قَرْن » يا « قَرَن » است ، از مختصات زن است و لذا در حاشيه جامع المقاصد - كه اين احتمال را داده بود - نوشتم كه : تنها مورد مفروض براى عيب مشترك بودن « عفل » ، در خنثاى غير مشكلى كه محكوم به رجوليت است ، هست ، اين احتمال ، حمل روايت بر فرد نادر است و لذا بسيار بعيد است كه مقصود در روايت ، خصوص مرد باشد . و اما دو احتمال ديگر : به نظر مىرسد كه احتمال اختصاص به زن ، يا بر احتمال اشتراك ترجيح دارد و يا اينكه با احتمال اشتراك در يك سطح از احتمال هست . و در هر صورت ، اين روايت ديگر نمىتواند دليل بر عدم خيار فسخ در خصاء مرد براى زن بشود ، بله اگر احتمال اشتراك قوت داشت ، با توجه به اينكه در اينجا به عقد سلبى روايت تمسك مىشود ، مىتوانستيم با استناد به آن ، حكم به عدم خيار فسخ در مورد خصاء مرد براى زن بكنيم . تذكر : بعضى گمان كرده‌اند كه خصى قادر بر دخول نيست ، در حالى كه در